X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

دفترچه خاطرات من

تو که چشمات خیلی قشنگه

تو که چشمات خیلی قشنگه
رنگ چشمات خیلی عجیبه
تو که این همه نگاهت
واسه چشمام گرم نجیبه                                                                   
 
دوره زمونه چی شده والاااا.... مردم چرا اینقدر پررو شدن ؟

آقاهه الان اومد لهجش به اصفهانی ها میومد گفت دستگاهتون خرابه گفتم :

آره خرابه دوباره میگه چرا خرابه منم شونه بالا انداختم گفتم خرابه دیگه

باز میگه این شهر چیش درسته همچیش بهم ریخته منم هیچی نمیگم

نگاش میکنم

خداحافظی میکنه بره دم در روش برمیگردونه طرفم میگه در ضمن خانوم

چشاتون خیلی خوشگلن....

منم عوض غیرتی بشم گفتم جدی

گفت اره منم گفتم مرسی

بین خودمون باشه الان دیگه باور کردم چشام خوشگلن

تابستون گذشته بود بچه خواهرم پیشم بود داشتم سیم کارت اقاهه فعال

میکردم دیدم خواهرزادم زل زده بمن هی نگاهم میکنه وقتی آقاهه رفت با

تعجب گفتم خاله جان چرا هی نگاهم میکردی گفت خاله باورت میشه تا الان

به چشات دقت نکرده نکرده بودم الان نگاه میکنم خیلی چشات خوشگلن  

گفتم حالت خوبه تب نداری ؟داری توهم میزنی گفت بخدا جدی میگم منم

ذوق کردم گفتم خدا کنه من که بدم نمیاد

بعده چند وقت اون یه بچه خواهرم گفت بازم اهمیتی ندادم

هفته گذشته هم خوابیده بودم خواهر زادم بالا سرم بود گفت خاله چقدر

مژه هات بلندن گفتم شاید

ولی حالا با حرف اقاهه باورم شد که چشای خوشگلی دارم

امیدوار شدم به زندگی

من الان تو افق محو میشم

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 مرداد 1394 ساعت 08:22 توسط خودم | 0 نظر