X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

دفترچه خاطرات من

ادب نم کشیده

اینروزا  نمیدونم چرا ادبم نم کشیده یه کم حرفای خوب به همه میگم

زیاد نه هاا یه کم ولی میگم دیگه ...

مادری هم هی نصیحت رو نصیحت دختر درست صحبت کن  این چه طرز حرف

زدنه شخصیت خودت اینجوری نشون میدی

دخترش هم عوض حرف گوش کردن میخنده میگه ای مادر من غریبه نیس

دوستمه باهم راحتیم ازین حرفا باهم نداریم

بازم مادری نصیحت ......

عصر یک شنبه بود اماده میشدم بیام دفتر خانوم دفتر انتشاراتی کنارمون

زنگید شماره دامادمون میخواست منم بس شماره به این دادم خسته شدم

گفتم نمیتونی این شماره سیو کنی هی نگی شماره شماره ......

پیر شدم بس بهت شماره دادم

جناب داداش دومی اعتراض کرد به صحبتم

شب هم دوستم زنگید داشتیم میحرفیدم یه حرف خوبی زدم مادری هم از

داخل اشپزخونه صدام شنید اومد منم غش رفتم از خنده

گفت خجالت بکش شنیدم چی گفتی خوبه عصری نصیحتت کردم

زنگ زدم به خواهر زادم احوالی ازش بگیرم

میگم خوبی خاله جوون خیلی محترمانه میگه  ری..بووووووووق

گفتم بابا تو کی هستی من حرف خوبم  چه خ..بووق یا کفاثط ..برو گم ..بووووق

این چیزا هست

این هفته هر ارباب رجوعی میاد کارش انجام میدم وقتی میره پشت سرش خیلی

ریلکس میگم دهنت سرویس

شماها یاد نگیرین هاااااا  

خواستین یاد بگیرین همون حرف خواهر زادم خیلی خیلی خوبه

دیدین خوب بود که اکبر عبدی هم گفت

+ نوشته شده در پنج‌شنبه 16 مهر 1394 ساعت 11:16 توسط خودم | 14 نظر