دفترچه خاطرات من

اومدم با دو خبر

قبل از هر چیز فعلا که بمن خوش میگذره حسابی استراحت میکنم تو هوای خنک خوابم مزه میده اونم تا ساعت 9 الی 10.....

همچنان شکلک هم نمیشه گذاشت (ایکون عصبی)

خبر اول اینکه حرفم رو پس میگیرم دفترمون نمیفروشیم  با نصیحت های مادری از فروشش بیخیال 

شده ....

خبر دوم  فهمیدیم نی نیمون پسره (ایکون ذوق کردن)

ظهری داداش زن داداش اومدن گفتن نی نی شون پسره که اینم مطمینن شیطون هست و برای سومین  بار عمه سه تا پسره شیطون ویا ب عبارتی زلزله میشم

خدایا نگهدار نی نی مون و با با مامانش باش....

+ نوشته شده در یکشنبه 8 آذر 1394 ساعت 17:35 توسط خودم | 4 نظر