دفترچه خاطرات من

یعنی میشه برق قطع بشه

من از همین جا اعلام میکنم یلدا طولانی ترین شب نیس بلکه کوتاه ترین شب هست

از دیروز یه مقدار حالم ناخوشه نمیدونم چم شده بدنم میلرزه سرم هم دردش هی قطع وصل میشه

دیشب هم داداش اینا خونمون بود حال نداشتم ولی سرحال نشون دادم تا ساعت 1 دور هم

بودیم منم گاهی یه خنده های موزی به زن داداش میکردم بهش میگفتم میدونی خندیدن

من از حالا شروع میشه گفت چرا؟ خیلی خونسرد با خنده گفتم راه رفتنت داره اولیه خنده داره

میشه مثل پنگوئن ها راه میری

در جوابم گفت یادم بشه به خودت بخندم خندیدم گفتم فعلا که نوبت خندیدن منه

خلاصه اینکه من الان خواب دارم شب یلدا که میگن طولانی ترین بشه چرا من هوز خواب

دارم این یک ثانیه هم کاری نکرد

از صبی بس خمیازه کشیدم این فکم کش آورد

حیف خط چشمی تو این گرونی کشیدم با خمیازه کشیدنم همش پاک شد رفت

به ازای هر خمیازه میگم کاش برق بره برم خونه بخوابم

+ نوشته شده در سه‌شنبه 1 دی 1394 ساعت 09:29 توسط خودم