دفترچه خاطرات من

بابای من کیه ...

یکی بیاد اصل منو یاد اوری کنه

بابای من کیه ؟ داداشم کیه ؟ کجایی هستم ؟داییم کیه ؟

مخم سالم سالم هست سرمم به جایی نخورده ..آلزلیمر هم نگرفتم

فقط نمیدونم اصلم چیه ؟

هفته گذشته یه آقایی سند سیم کارت آورد منم سیم کارتش تصویض کردم

بهش دادم حالا صبحی یه آقای دیگه ای اومد قاطی با خودش هم دعوا داشت

گفت خانم شما چرا سیم کارت منو تاریخ 12/10/94 سوختین ؟

منم با قیافه حق به جانت گفتم من ؟

گفت بله ازتون شکایت میکنم مشخصاتش سوال کردم گفتم این سیم کارت

آقای فلانی سندش اورده منم بهش دادم ....

همینجور قاطی گفت نشون بده بهش گفتم من سند نگه نمیدارم گرفتم

دوباره پس دادم ...

منت گذاشت سرم گفت بخاطر اقای ..... (داییم منظورش بود )ازتون شکایت

نکردم گفتم بچه میترسونی به کل منکر همه  چی شدم

گفتم من آقای ... نمیشناسم دوباره گفت مگه دختر آقای ...نیستی ..بابات مگه نیست

گفتم نه دوباره گفت مگه ....برادرت نیس بازم نه آخر سر گفتم بابا من اصلا

اینجایی نیستم هم محلی شما نیستم من برای ایشون کار میکنم

همچین کم اورد گفتم حالا برو شکایت کن منت میزاری بخاطر داییم شکایت نکردی

آخر سر فرستادمش کپی گرفت از مدارکش سیم کارت دوباره تعویض کردم بهش دادم

نامرد میخواست منو بترسونه


+ نوشته شده در شنبه 26 دی 1394 ساعت 12:04 توسط خودم | 16 نظر