دفترچه خاطرات من

دفتر یا دادگاه

این روزا به لطف ثبت نام کارت ملی هوشمند حسابی سرگرم هستم

نه به اون روزا که بیکار بودم از بیکاری چرت میزدم نه اینروزا که مردم واسه ترس از قطع

یارانه میان کارت ملی ثبت نام میکنن

چیزی که به این مردم دیدم فقط کافیه بگن یارانه قطع میشه همه کار میکنن

از سال 93 که گفتن کارت ملی باید هوشمند بشه کسی دنبالش نرفت حالا گفتن یارانه قطع میشه

همه هجوم آوردن و یه بازار رقابت هم بوجود آوردن کافی نت کنار دفتر قیمت زده 2500 تومان

اون یه کافی نت اون سمت خیابون زده 5000 تومان منم که با انصاف همون قیمتی اعلام کردن

3000 تومان حالا اون کافی نت های جای دیگه نمیدونم فقط یه خانمه گفت فلان کافی نت تو فلان

خیابون 12هزار تومان میگیره بابا انصافت کجاس خو 12 هزار تومن

امروز  دوتا خانومه اومدن برا ثبت نام خدا بیشترشون کنه اصلا بچه نداشتن هر کدوم

6 تا بچه داشتن تا یکی یکی ثبت نام کردم چشام درد گفتن در همین گیر داد یه آقایی بعد یه خانوم

هم اومدن حالا 3 تا خانوم با یه آقا .....

اون خانمه هنوز نرسیده بود گفت من یه نفرم  شوهرم مرده اون مرده هم از روی ناراحتی گفت :

خدا رحمتش کنه که با حرفش بلا افتاد

خانمه شروع کرد  به بدی گفتن از شوهرش با یه صدای بلندی هم حرف میزد آخر متوجه شدم که

شوهرش میخواد بره ازدواج کنه اینو میخواد طلاق بده حالا اون دوتا خانم هم اومدن وارد بحث شدن

اون مرده هم وارد شد

همشونم قاضی شده بودن نظر میدادن دفتر شده بود عین سالن دادگاه

حالا منم مشغول ثبت نام از بلد حرف زدن ایناهم کلافه شدم

خانمه میگفت مردی نیس این با 3 تا دختر یکی 9 ساله یکی 4 ساله آخری هم شیر خواره

میخواد زن بگیره رفته همه چی زده بنام بچه های برادرش که مهریه نده

ولی بهش حق میدم میگفت بهش گفتم میخوایی زن بگیر برو بگیر حرف بد بهم گفتی هر کار

کردی میبخشم ولی طلاق نده بچه هام دخترن نمیخوام بچه طلاق بشن بزرگ بشن چی میگن

پشت سرشون پسر نیستن که مهم نباشه براشون ولی شوهر عین خیالش نیس

میگفت خدارو قسم دادم گفتم اگه میخواد طلاقم بده طلاقم مرگش باشه اینجوری میگن مرده

شوهرش نمیگن طلاقش داده بچه هام بچه طلاق نیستن

خدایااااااا خودت بینشون صلح محبت قرار بده همه جونا هم تو زندگیشون عاقبت بخیر شن .......


+ نوشته شده در دوشنبه 5 بهمن 1394 ساعت 17:28 توسط خودم | 16 نظر