دفترچه خاطرات من

برای سمیرای کوفتی

ایییییییییییییییش

مررررررررررررررض

سمیرا اگه نزدیکت بودم حسابی آش لاشت میکردم دختر پروووو نظرات شش قفله میکنه

ولی من مثل تو دل سنگ نیستم اینجا برات تولد میگیرم نظرات هم باز میزارم کلی کامنت تبریک

برات جمع میکنم

تولد یه اسفند ماهی کله شق یه دنده هستاسمش هم سمیرا هست سمیرا تو بیمارستان به دنیا

اومد یه دخمل زشتی بود ولی کم کم بزرگ شد خوشگل شد حالا من میگم خوشگل شما باور نکنین

خلاصه سمیرا از بچگی بزرگ شدکلاس اول  دوم سوم ......همینجور تا که الان شده30 سالش

سمیرا همینجور که بزرگ میشد دوستم برا خودش پیدا کرد با دوستان خوش میگذروند...

این سمیرای ما هنرمند هم هست از هر هنرش صد تا انگشت میریزه

مثلا کامنتاش شش قفله میکنه بلده بگه ایییییییش  با مرررررررض بلده پلو درست کنه که شفته بشه

ولی حالا داره کم کم خوب میشه از هر انگشتن هزار تا هنر میریزه

این سمیرای ما زودی هم عاشق شد به بهونه کلاس زبان میرفت با عشق علی دور دور آخرم علی خان

تور کرد علی شده عشقش نفسش دو تا کبوتر عاشق هستن

الهی که عشقشون سالیان سال مستدام باشه دلشون شاد باشه لبشون خندون عشقولانشون پایدار باشه

ولی جدیدا این سمیرا یه کم دبپرس هست ولی با قلب پاکی که سمیرا اون خدای بالاسرش که همیشه شکر

گذارش هست همون مسجدی که ظهر به صرف جماعت میری اونجا یقین دارم  که همه چیدرست میشه

انشاالله انشاالله .....

سمیرا عزیزم تولدت مبارک

انشالله 120 سالگیت بیام اینجا تبریک بگم ولی باید اون موقع شش قفله نکنی نظراتت رو


نتیجه تصویری برای سی سالگیت مبارک


+ نوشته شده در یکشنبه 2 اسفند 1394 ساعت 18:09 توسط خودم | 8 نظر