X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

دفترچه خاطرات من

خداااایا شکرت

خداایا شکرت

بابام اینا ظهری ساعتای 4 بود اومدن  خدارو شکر عملش خوب بود 

باباهم راضی بود ...

بابام بخاطر درد شدید کمرش با پاش کمرش خم شده بود الان دیدمش

که کمرش صاف شده قدش بلند تر شده بود ..

ظهری خندیدم بهش مادری تعریف میکرد صبح که عمل کرده بهش مورفین

تزریق کرده بودن شب پا شده رفته نماز خونه  نمازش خونده


+ نوشته شده در شنبه 28 فروردین 1395 ساعت 18:08 توسط خودم | 6 نظر